تبلیغات
* روان شناسی ** ** psycology *

* روان شناسی ** ** psycology *
 
نویسندگان
ابر برچسب ها
لینک های مفید
تبلیغات

اختلافات خانوادگى و چگونگى رفع آنها
اگر كسى همیشه سالم باشد و گه گاه به زكامى، تب و سردردى مبتلا نشود، قدر سلامت نمى داند و در حفظ آن نمى كوشد.
اگر انسانى به خطر نیفتد، قدر آسایش و آرامش را نمى داند و داستان او داستان غلامى است كه وقتى سوار كشتى شد، شروع به داد و فریاد كرد و سرنشینان كشتى را ناراحت ساخت. حكیمی دستور داد كه: او را به دریا بیفكنند و چون در آستانه غرق شدن و خفگی قرار گرفت دستور داد بیرونش كشند. از آن پس بى سروصدا و آرام در گوشه كشتى خزید و دم بر نیاورد!.
فراز و نشیب هاى زندگى و بیمارى ها و تندرستى ها و غم وشادى ها براى جامعه و فرد، سازنده است. خانواده هم نمی تواند یك نواخت باشد. آن خانواده اى كه همواره توفان زده اختلافات و كشمكش هاست، نه محیط جذب و انجذاب، بلكه محیط دفع و اندفاع است و (عدمش به ز وجود!) و آن خانواده اى كه در آن هیچ گونه انتقاد و بحث و مشاجره اى وجود ندارد، محیط تفاهم كامل نیست و حتماً طرفین قضیه، هر چه عقده دارند، در دل نگاه مى دارند و دردها و رنج ها را بروز نمى دهند و در موارد اعتراض و انتقاد، مهر سكوت بر لب مى زنند و گلایه ها و شكوه ها را همچون آتشى زیر خاكستر پنهان می سازند، تا كى شعله كشد و همه چیز را در كام خود بسوزاند!.
بعضی از دانشمندان روان شناس معتقدند كه اگر در محیط خانواده، گه گاه جرّ وبحثی میان زن و شوهر باشد، مفید است و زندگى را از یك نواختی نجات مى دهد و عقده اى در دل كسى باقى نمى ماند و زمینه براى تفاهم و همفكرى و هماهنگى بیشتر فراهم می شود و طرفین، بهتر مى توانند با همزیستى مسالمت آمیز و بلكه عشق آمیز، زندگى كنند و یكدیگر را درك نمایند.
واقعیت نیز همین است، سخن از این است كه دو انسان، یكدیگر را درك كنند. مسلماً هیچ انسانى فاقد نقطه هاى ضعف روحى و عاطفى و اخلاقى نیست. اگر بناست دو انسان به درك كامل یكدیگر برسند، حق این است كه همه نقطه هاى مثبت و منفى و جنبه های قوت و ضعف یك شخصیت، به ظهور و بروز برسد تا براى دیگری معلوم شود كه این انسان، چند درصد قابل اعتماد و دوست داشتنى و جذب شدنى است.
بنابراین، پوشاندن عقده ها وگله ها و گلایه ها و اعتراض ها و انتقادها، حل مشكل نمی كند، بلكه مولد اشكال است. بهتر این است كه شخصیت هر كسى آن گونه كه هست، براى دیگرى عریان و آشكار گردد و آن دیگری نیز، در برابر هر چه قبول ندارد، بى تحملى خود را عریان و آشكار سازد تا تلاقى نظرها و سلیقه ها پیش آید و حد گذشت و سخت گیرى هر یك ظاهر گردد و هر كدام بتواند خود را آن گونه كه براى همزیستى لازم است، بسازد.
خواننده گرامى توجه دارد كه ما مسأله را دو جانبه مطرح مى كنیم نه یك جانبه. نمى خواهیم به یكى بى اندازه میدان بدهیم و دیگرى را خفه و خاموش كنیم.
می خواهیم بگوییم: محیط خانواده، نباید محیط قلدرى و حاكمیت مطلق مرد یا زن باشد. باید هركس بتواند در برابر نقطه هاى ضعف دیگرى اظهار نظر و انتقاد و اعتراض كند و دیگری نیز حق دفاع داشته باشد؛ اما هر دو باید توجه داشته باشند كه این را مقدمه درگیرى ها و انتقامجویى هاى طولانی قرار ندهند، بلكه زمینه ساز تفاهم ها و آشتى هاى بهتر و عمیق تر و همه جانبه تر باشد.
لطف زندگى در جنگ و كشمكش طولانى نیست، بلكه در صفا و صمیمیت طولانى است. زن و مرد باید خود، راز آسایش و آرامش را درك كنند و با توقعات غیر معقول، زندگى را به كام خود و دیگرى تلخ ننمایند.
جالب این است كه بسیارى از زن ها و شوهرها، در ضمن جر و بحث های طولانى توجه دارند كه باید آشتى كنند و در عین حال، آن چنان تاخت و تاز مى كنند كه گویى هرگز نباید به یكدیگر روى آورند. شاید فرخى شاعر به همین درد گرفتار بوده كه می گوید:
آشتى كردم با او پس از جنگ دراز
هم بدین شرط كه دیگر نكند با من ناز.
زن ها باید بدانند كه اگر جهاد مرد در سنگرها و جبهه ها و حمله ها و دفاع های هوایى و زمینى و دریایى است، جهاد آنها در سنگر مقدس خانواده، كوشش و تلاش در راه هر چه بهتر شوهردارى كردن است؛ زیرا امام موسى كاظم(ع) فرمود:
جِهادُ المَرْأَةِ حُسْنُ التبَعُّلِ؛(1).
جهاد زن، نیكوشوهردارى است.
در عین حال، اگر روزى ایجاب كرد این حق براى او محفوظ است كه برای دفاع از مكتب و مبارزه با ظلم و استكبار، سلاح بر كف گیرد و جان بازی كند.
زن ها فكر نكنند امروز بیدار شده اند و براى دفاع از حقوق خویش حرف هاى تازه اى مى زنند كه گذشتگان نزده اند، بلكه درصدر اسلام هم زنان مسلمان و روشنفكرى بودند كه خدمت پیامبرْ مى رسیدند و حرف هاى خود را مى زدند و جواب مى گرفتند.
اسماء دختر یزید، خدمت پیامبر آمد و خود را نماینده زنان دیگر معرفى كرد و مطالب و اشكالات خود را این گونه توضیح داد:
خداوند تو را به پیامبرى مبعوث كرد و ما ایمان آوردیم. ما زن ها در خانه ها نشسته ایم و خواسته هاى شما مردان را برآورده مى كنیم و فرزند مى زاییم و شما مردان به نماز جمعه و جماعت و عیادت بیماران و تشییع جنازه و حج پیاپى و بالاتر از همه جهاد در راه خدا، بر ما برترى یافته اید. در غیبت شما اموالتان را حفظ مى كنیم و لباستان را آماده مى سازیم و فرزندانتان را تربیت مى كنیم؛ آیا در اجر با شما شریك نیستیم.
پیامبر رو به اصحاب كرد و فرمود:
آیا هرگز در مسائل و مشكلات دینى، سخنى بهتر از این از زنى شنیده بودید!.اصحاب عرض كردند: گمان نمى كردیم زنى این گونه سخن بگوید. سپس رهبر عالى قدر اسلام متوجه او شد و فرمود:
برو به زن ها بگو: اگر شما در برابر همسرانتان، وظیفه همسرى را خوب انجام دهید و در پى خشنود ساختن آنها باشید و در راه جلب موافقت آنها كوشش كنید، با همه اینها برابرى مى كند. اسماء در حالی كه تكبیر و تهلیل مى گفت، خوش حال از پیش پیامبر رفت.(2).
این حقیقت را هم مردها باید توجه كنند، هم خود زن ها كه در وجود زنان آنچه اصالت دارد
قهرمانیگری درمیدان هاى جنگ و سیاست و ورزش و... نیست، بلكه آنان از دیدگاه اسلام (ریحانه) زندگى هستند و همچون گل هاى زیبا لطافت و طراوت دارند و این لطافت و طراوت را نمى شود به دست توفان های متداوم اختلاف و مشاجره و ضرب و جرح، سپرد كه: جاى گل در گلدان و در محفل انس و صفاست.
به سخن امیرمؤمنان(ع) بیندیشیم كه فرمود:
إنَّ المَرْأةَ رَیحاَنَة وَلَیسَتْ بِقَهْرَمانَةٍ؛(3).
زن در گلزار زندگى، گل است، نه قهرمان.
اشاره كردیم كه اگر ضرورت ایجاب كرد، همین كه لطافت و طراوت گل را دارد، در جاى خود قهرمانیگرى هم مى كند و همچون جمیله پوپاشاى الجزایرى و صدها زن مجاهد و فداكار دیگر، در عرصه مبارزات رهایى بخش، قدم به پیش مى گذارد و افتخارآفرینی مى كند.(4).
اما پرواضح است كه هرگز نباید اصل را فداى فرع كرد و هرگز مردى نباید به دلیل قدرت جسمى و بعضى جنبه هاى دیگر، از ارزش و اعتبار گلى كه در بوستان خلقت، به نام زن و همسر و مادر و شریك زندگی با یك دنیا طراوت و لطافت روییده و شكفته است، بكاهد و او را اسیر مشت و سیلى و لگد و حربه هاى شكننده و جراحت بار كند.
به راستى كه آیین اسلام، دقیقاً به ویژگى های زن توجه دارد و به مردان هشدار مى دهد كه مبادا این گوهر لطیفی كه وسیله دلگرمى و دلخوشى و صفاى زندگى شماست و بی او هیچ و پوچید، تضییع كنید و رسالت آسمانی او را در تحكیم و استوارماندن خانواده، فراموش نمایید.
همه این ویژگى ها در سخن جاودانه و حكیمانه پیامبر اسلامْ نهفته است كه فرمود:
إنَّما المَرأةُ لَعِبَة مَنِ اتَّخَذَها فَلایضَیعها؛(5).
زن در محیط خانواده وسیله دلخوشى است. مبادا كسى كه او را می گیرد، ضایعش كند.
شرم آور است دستى كه باید به نشان هماهنگى و صفا و صمیمیت، در دست و گردن دیگرى باشد، سیلى هاى گیج كننده و مشت هاى كوبنده و شكننده بزند!.
احمقانه است كه دستى در برابر شریك زندگى خود گاهى مظهر قهر و خشم و زنندگى و كوبندگى و شكنندگى باشد و گاهى در دست و در گردن او - ولابد براى ارضاى یك جانبه غریزه جنسی خود! - به لطف و نوازش بپردازد!.
پیامبر خدا از این گونه مردم تعجب مى كند و مى فرماید:
كَیفَ تُعانَقُ المَرْأةُ بِیدٍ ضُرِبَتْ بِها!(6).
چگونه دستى كه زن را زده است، به گردن اوحلقه مى شود!.
یا مى فرماید:
أیضْرِبُ أحَدُكُمُ المَرْأةَ ثُمَّ یظَلُّ مُعانِقَها!(7).
آیا همسر خود را مى زنید و بعد با او دست به گردن مى شوید!.
مگر نه قرآن مجید مى فرماید:
فَإنْ أطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عََلَیهِنَّ سَبیلاً؛(8).
اگر زن ها شما را اطاعت كنند، براى اذیت آنها بهانه جویى نكنید.
باید حدود وظایف و مسؤولیت هاى هر یك مشخص شود، تا اگر تخلف كرد، قابل مؤاخذه و تعقیب و حتى تنبیه باشد.
اكثر اختلافات خانوادگى، مخصوصاً اگر از جانب مرد باشد، نتیجه توقعات و انتظاراتی است كه از حدود وظایف و مسؤولیت هاى هر یك خارج است.
اگر انسان به پرونده هاى دادگاه ها نظرى بیفكند، متوجه مى شود كه بیشترِ شكایات زنان از مردان، به خاطر ندادن نفقه و تخلف از وظایف شوهرى است و به ندرت اتفاق مى افتد كه مردى از زنى شكایت داشته باشد كه وظایف لازم خود را انجام نداده است.
زن چه وظایفى دارد حدود این وظایف چیست قرآن در یك جمله با معرفى زنان صالح، حد و مرز وظایف آنها را مشخص كرده و می فرماید:
فَالصّالِحِاتُ قِانِتِات حِافِظِات لِلْغَیبِ؛(9).
زنان صالح، در برابرشوهران مطیع و متواضعند و در غیاب آنها حافظ مال و ناموس آنهایند.
زن شایسته از نظر قرآن، زنى است كه در برابر شوهر (قانت) یعنی در آنچه مربوط به وظایف (زناشویى) است و نه چیزهاى دیگر، مطیع و متواضع است. چنین زنى در غیاب شوهر، بستر و خانه و ثروت او را در معرض دستبرد خائنان قرار نمى دهد.
اگر در خارج از این محدوده، مرد از زن توقعاتى دارد و زن نمى خواهد یا نمى تواند برآورده سازد، نباید تحمیل و اجبار كرد. در این جا مرد حق قدرت نمایى و شكایت كردن و پرونده سازى ندارد. چرا با توقعات بى جا انسانى را پریشان و محیط زندگی را صحنه نبرد و كشمكش سازیم! اگر هر كسى به وظیفه خود عمل كند و هر كسى مواظب باشد كه توقعات خود را در حدى كه وظیفه و تكلیف ایجاب مى كند، محدود سازد، زندگى، آرامش بخش خواهد بود؛ آن وقت است كه هر كسى قدر گذشت و فداكارى و ایثار دیگران را می داند و از جان و دل سپاسگزار است.
ما می گوییم: زن فداكارى كند؛ مادرى كند؛ در زندگى مشترك خانوادگى هر چه در توان دارد، به كار بیندازد و هرچه بهتر، مایه دلگرمى و سربلندى و اطمینان و آسایش شوهر باشد؛ اما می گوییم: مرد هم باید بداند كه اینها در قلمرو وظیفه و تكلیف و مسؤولیت زن نیست. قرآن وظیفه او را محدود كرده است به آنچه گفتیم. بنابراین، اگر زن فداكارى مى كند، خود را طلبكار او نداند و اجرش را ضایع نكند و اگر فداكارى نكرد، جار و جنجال راه نیندازد و با قهر و غضب و تهدید و ضرب و جرح و پرونده سازى، او را به آنچه وظیفه اش نیست، مجبور نسازد.مرد باید بداند كه در این زندگى مشترك و در این پیوند مقدس، كتاب آسمانی اسلام دو وظیفه بر دوش او نهاده و حق هم همین است:

1. انفاق هزینه زندگى زن در حد متعارف و معمول.
قرآن كریم مى فرماید:
الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلی بَعْضٍ وَبِما أنْفَقُوا؛(10).
مردان تكیه گاه زنانند. به خاطر این كه خدا بعضى را بر بعضی برترى داده و به خاطراین كه مردان انفاق مى كنند.
واژه (قوّام) در زبان عربى مبالغه (قیم) است و قیم به كسى گفته مى شود كه به رفع حوایج زندگى دیگرى قیام می كند و از آن جا كه هم در جامعه و هم در خانواده، به واسطه نیرومندى بیشتر، مسؤولیت هاى سنگین ترى بر عهده مردان گذاشته شده است قوام و قیم شده اند

2. حسن معاشرت و رفتار.
قرآن مجید به مردان چنین دستور مى دهد:
وَعاشِرُوهُنَّ بِالمَعْرُوفِ؛(11).
با زنان، به (خوبى) معاشرت كنید.
قبلاً گفته ایم كه: مقصود از (معروف) پسندیده و نیكوست و هدف این است كه در جامعه اسلامى، نیكى ها معروف و شناخته و بدى ها، منكر و ناشناخته باشد.
در نظام زندگى اجتماعى و خانوادگى، همه باید نفع برسانند. معروف و پسندیده، در این نظام این است كه هرعضوى همان طور كه نفع مى رساند، نفع هم بگیرد و اصالت و استقلال هیچ كس فدای اصالت و استقلال دیگرى نشود.
هنگامی كه قرآن از بعضى از سنت هاى ناپسندیده عربى در مورد زنان، از قبیل به ارث گرفتن آنها و زیر فشار گذاشتن آنها براى آن كه از مهریه خود چشم بپوشند، سخن مى گوید، خاطر نشان مى فرماید كه:
بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ.(12)
یعنى، شما زنان و مردان همه اعضاى یك پیكرید و همه به یكدیگر نیاز دارید و هیچ یك از شما نمى تواند اصالت و استقلال و فردیت دیگرى را فداى اصالت و استقلال و فردیت خود سازد.
وَكَیفَ تَأخُذُونَهُ وَقد أفضى بَعْضُكُم إلى بعض وَأخَذنَ مِنْكُم مِیثاقاً غلیظاً؛(13).
وچگونه آن را مى گیرید، در صورتى كه شما به یكدیگر رسیده (ویگانه شده اید) و زنان از شما پیمانی استوار گرفته اند (و نباید به یكدیگر ضرر بزنید).
اكنون، هم چارچوب وظایف مرد مشخص است و هم چارچوب وظایف زن. ما باز درباره این كه معاشرت مرد در محیط خانواده با همسر چگونه باید باشد و نیز وظایف متقابل آنها به تفصیل بحث مى كنیم. این جا می خواهیم ملاك ها و معیارها را مشخص كنیم تا جلوِ آن گونه اختلافاتى كه زاییده توقعات بى جاست گرفته شود و هركس به وظایف خود آشنا باشد و تخلف نكند و نیز با وظایف دیگری آشنا باشد و توقع اضافى نداشته باشد.
قبل از این كه درباره كیفیت رفع اختلاف و روش به راه آوردن زن و شوهر براى اداى وظایف خویش، سخن بگوییم، تذكر یك نكته قرآنى به همه مردان را لازم مى دانیم و آن این است كه: حسن معاشرت با زنان، به قدرى دامنه اش وسیع است كه حتی اگر در دل نسبت به همسر خویش احساس كراهتى هم بكنند، نباید در رفتارِ آنها تأثیرى بگذارد.
قرآن در این باره مى فرماید:
فَإنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسى أنْ تَكْرَهُوا شَیئاً وَیجْعَلَ اللّهُ فیهِ خَیراً كَثیراً؛(14).
اگر همسرانتان مورد كراهت شما باشند، باید توجه داشته باشید كه ممكن است چیزى را نپسندید و خدا در همان چیز، خیر فراوان قرار دهد.
این جاست كه خدا در چنین مواردى توصیه به حسن معاشرت كرده و وعده خیر فراوان مى دهد.




طبقه بندی: خانواده، همسر، آنچه باید همسران بدانند،
برچسب ها: اختلافات خانوادگى و چگونگى رفع آنها،
[ چهارشنبه 19 مهر 1391 ] [ 02:15 ب.ظ ] [ hassan ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
موضوعات
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :